گشاده مشرب

لغت نامه دهخدا

گشاده مشرب. [ گ ُ دَ / دِ م َ رَ ] ( ص مرکب ) خوش باور. || خوشحال. شادمان. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

۱ - آنکه با مردمان نیک معاشرت کند. ۲ - آنکه سع. صدر دارد. ۳ - شادمان خوشحال. ۴ - خوش باور.

جمله سازی با گشاده مشرب

💡 عرض كردم: فدايت شوم آن وقت كه زنده بود شما غمگين بوديد اما الان كه از دنيا رفتهاست روئى گشاده داريد!

💡 در آيـات گـذشـتـه سخن از بندگان در ميان بود كه مطالب را مى شنوند بهترين آنها رابـرمـى گـزيـنـنـد، و نـيـز سـخن از شرح صدر و سينه هاى گشاده اى مطرح بود كه آمادهپذيرش كلام حق است.

💡 در خبر استکه وقتی رسول بهعبداللّه بن مسعودرسید. وی را تنگ دل و گرفته روی داد.گفت یا عبداللّه خوش‌دل و گشاده‌روی باش که هر چه در تقدیر رفته است به تو رسد و هر چه ترا نهاده‌اند به دیگری ندهند.

💡 (آگاه باشيد كه به زودى بعد از من، مردى گشاده گلو و شكم برآمده (يعنى معاويهبر شما غالب مى شود. مى خورد آنچه بيابد و مى خواهد آنچه نيابد.)

💡 يـزدى گـفـت: مـن بـر خـلاف شـمـايم و كوشش و جديت خود دريغ ندارم. ترويج اين عالمبـزرگ بـى اجر و مزد نخواهد بود، بلكه هم خود به فيض ‍ مى رسيم كه در دانايى بهرويمان گشاده مى شود و هم دستگيرى افتاده اى و نصرت مظلوم بى ناصرى نموده ايم.

💡 شخصى نزد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمد، عرض كرد يارسول الله او صنى، فكان فيما اوصاه ان قال الق اخاك بوجه منبسط: (مرا سفارش كن، فرمود: برادر مسلمانت را با روى گشاده ملاقات كن ).

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز