گریه اور

لغت نامه دهخدا

( گریه آور ) گریه آور. [ گ ِرْ ی َ / ی ِ وَ ]( نف مرکب ) گریه آورنده. متأثرکننده. ناراحت کننده.

فرهنگ عمید

( گریه آور ) آنچه باعث اشک ریختن شود، اشک آور، گریه آورنده.

فرهنگ فارسی

( گریه آور ) ( صفت ) ۱ - آنچه تولید گریه کند اشک آور. ۲ - متاثر کننده.

جمله سازی با گریه اور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش ازین، گریه‌ام از جور وجفا بود (و) کنون یاد آن جور و جفا می‌کنم و می‌گریم

💡 گر چشم ما ز گریه چو دریا شود رواست زینسان که دور ازان در نایاب مانده ایم

💡 خبر وفات فاطمه بنت اسد را علی به محمد رساند. محمد سخت گریه کرد و گفت:

💡 دلم برای تو خون و به غیرتم که مباد ز گریه خون دلم را به دیده راه شود

💡 ترست دامن پاکت بگو که مستی عشق به گریه روی که پیش تو بر زمین دارد

💡 بغض هردم جانشین گریه است . جای مردان همچنان حاشیه است

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز