لغت نامه دهخدا
گرمی سنج. [ گ َ س َ ] ( اِ مرکب ) آلتی است که برای تعیین مقدار حرارت یک جسم بکار میرود. واحد مقدار حرارت کالری است. رجوع به گرماسنج شود.
گرمی سنج. [ گ َ س َ ] ( اِ مرکب ) آلتی است که برای تعیین مقدار حرارت یک جسم بکار میرود. واحد مقدار حرارت کالری است. رجوع به گرماسنج شود.
( صفت و اسم ) ۱ - بعضی کلم. گرماسنج را بجای ترمومتر و میزان الحراره بکار برده اند. ۲ - فرهنگستان این کلمه را بجای کالریمتر پذیرفته است و آن عبارت از آلتی است که برای اندازه گرفتن درج. حرارت جسمی بکار میبرند. گرماسنج سانتیگراد بصد درجه تقسیم میشود. درج. صفر مطابقت دارد با آب در حالت یخ بندان و صد درجه برابر است با آب جوشان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاشق نباشد آنکه مر او را خبر بود از سردی زمستان و ز گرمی تموز
💡 بگو به یار که از غم به لب رسیدم جان بیا که جز دل گرمی و آه سردم نیست
💡 هرکه آسودهٔ خاک است برآید چو سپند آه اگر شرح دهم گرمی جولانی را
💡 وی بابت آثارش برندهٔ جوایز گوناگونی همچون جایزه گرمی و جایزه گرمی لاتین شده است.
💡 گرمی عشقست واعظ می علاج درد ماست ور غم آن یار غمخوار است غم یار خوشیست
💡 رژین کرسپن را بخاطر ظرافت، زیبایی، گرمی و لطافت صدا و اجراهایش ستودهاند.