لغت نامه دهخدا
گاولیسیده. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) کنایه از کسی است که خامی و غروری کند. ( انجمن آرای ناصری ). رجوع به گاوش لیسیده و گاوش نلیسیده شود.
گاولیسیده. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) کنایه از کسی است که خامی و غروری کند. ( انجمن آرای ناصری ). رجوع به گاوش لیسیده و گاوش نلیسیده شود.
کنایه از کسی که خامی و غروری کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبق افسانه، سنت روچ بهطور معجزه آسایی از طاعون بوبونیک جان سالم به در برد و بهبودی خود را به شفاعت مریم باکره نسبت داد. او اغلب در هنر با سگی در کنارش به تصویر کشیده میشود، به عنوان نمادی از سگی که بنا بر گزارشها برای او نان آورده و زخمهایش را در حالی که بیمار بوده لیسیده است.