گام بیرون نهادن

مترادف‌ها

قدم برداشتن، قدم گذاشتن، گام برداشتن

متضادها

وارد شدن، بازگشتن

فرهنگ معین

(نَ دَ ) (مص ل. ) از حد خویش تجاوز کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تجاوز کردن از حد خویش بیرون رفتن: از امر تو و نهی تو گردون و زمانه یک سو نکشد گردن و بیرون ننهد گام. ( مسعود سعد )

ویکی واژه

از حد خویش تجاوز کردن.

جمله سازی با گام بیرون نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا نهادم پای بیرون از خودی شد دو عالم زیردستم یللی

💡 برده چون نائی ز چشم من رمد آن دمم بیرون که بر من می‌دمد

💡 همه تیرتا پر در خون گذشت سرآهن ازناف بیرون گذشت

💡 قوی بحریست دل غواص قیومیست در خوردش که بیرون آورد از قعر گنج در و مرجانش

💡 وقتی تصمیم گرفت از این زندگی تکراری و خسته‌کننده خلاص شود، بالاخره گام بیرون نهادن از این خانه قدیمی را برای شروع ماجراجویی جدید انتخاب کرد.

💡 او برای رسیدن به اهداف بزرگ خود، ناچار بود از منطقه امن خود گام بیرون نهادن و با چالش‌های بسیار دشوار در دنیای واقعی روبرو شود.

💡 با گام بیرون نهادن از مرزهای دانش فعلی، دانشمندان توانستند به کشفیات جدیدی در زمینه فضا و کهکشان‌های بسیار دور دست در جهان دست پیدا کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران