لغت نامه دهخدا
کیسه وران. [ س َ / س ِ وَ ] ( اِ مرکب ) حیوانات کیسه دار. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کیسه داران شود.
کیسه وران. [ س َ / س ِ وَ ] ( اِ مرکب ) حیوانات کیسه دار. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کیسه داران شود.
حیوانات کیسه دار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خرجش عالم از زر شد چنان پاک که شد از گنج خالی کیسه خاک
💡 که گر کیسه ات را دهد فربهی کند سینه ات را ز ایمان تهی
💡 بگیر کیسه پرزر باقرضواالله آی قراضه قرض دهی صد هزار کان گیری
💡 کیسه برانند در این رهگذر هر که تهی کیسه تر، آسوده تر
💡 در کیسه قبول منه گر چه زر بود آن نقد را که سکه دینار ما نبود
💡 مسئله کیس ار بپرسد کس ترا گو نگنجد گنج حق در کیسهها