لغت نامه دهخدا
کپک خان. [ ک ُ ] ( اِخ ) پسر دواخان و برادر ایسبوقاخان از خانان مغول بود که پس از ایسبوقاخان به سلطنت رسید و در سال 721 هَ. ق. به مرض گنگی و لالی دچار شد و برادرانش متصدی امر سلطنت شدند. رجوع به حبیب السیر چ تهران ج 3 شود.
کپک خان. [ ک ُ ] ( اِخ ) پسر دواخان و برادر ایسبوقاخان از خانان مغول بود که پس از ایسبوقاخان به سلطنت رسید و در سال 721 هَ. ق. به مرض گنگی و لالی دچار شد و برادرانش متصدی امر سلطنت شدند. رجوع به حبیب السیر چ تهران ج 3 شود.
پسر دواخان و برادر ایسبوقاخان از خانان مغول بود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از قارچهای سمی حاوی توکسینهای دماپایدار هستند، مانند آماتوکسین موجود در قارچهای کلاهک مرگ و گالرینا کشنده و کپک پاتولین؛ بنابراین، اعمال گرما به اینها سمیت را از بین نمیبرد و نگرانی خاصی برای ایمنی مواد غذایی بهشمار میرود.