کپه کند
لغت نامه دهخدا
کپه کند. [ ک ُ پ ِ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شهر ویران بخش حومه شهرستان مهاباد. سکنه 163 تن. آب از چشمه. محصول آن غلات و توتون. شغل اهالی گله داری. صنایع دستی جاجیم بافی است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان شهر ویران بخش حومه شهرستان مهاباد
جمله سازی با کپه کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذخیرهگاه زیستکرهٔ کپهداغ در استان خراسان شمالی بهعنوان سیزدهمین ذخیرهگاه زیستکرهٔ کشور به ثبت رسید. این منطقه با دارا بودن جذابیت های طبیعی، تنوع زیستی غنی، تنوع فرهنگی و وجود جوامع محلی و عشایری دارای معیارهای لازم جهت ثبت بهعنوان ذخیرهگاه زیستکره تشخیص داده شد.
💡 شهر بجنورد مرکز استان خراسان شمالی با ۳۲/۵ کیلومتر مربع مساحت، در شمال شرق ایران در طول جغرافیایی ۵۷ درجه و ۲۰ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۷ درجه و ۲۸ دقیقه در جنوب رشتهکوه کپهداغ و شرق رشتهکوه آلاداغ و شمال رشتهکوه البرز واقع شده است. ارتفاع بجنورد از سطح دریا ۱۰۷۰ متر و فاصله آن تا تهران ۸۲۱ کیلومتر است.
💡 فیروزه منطقهای ییلاقی در شمال کوه کپهداغ در کشور ترکمنستان است. در مقایسه با مناطق اطراف آب و هوای معتدلی دارد و از دیرباز پذیرای بزرگان منطقه بودهاست. در زمان شوروی ویلاهای ییلاقی بسیاری برای سران حزب کمونیست در این منطقه ساخته شد. امروز هم فیروزه محلی برای گذران تعطیلات آخر هفته و تابستانی شهرنشینان منطقهاست.
💡 نیم به صورت ریاضی برای تعداد متناهی از کپهها و سنگریزهها حل شدهاست و میتوان مشخص نمود که کدام بازیکن برنده خواهد شد.