لغت نامه دهخدا
کوکبی ترک. [ ک َ ک َ ی ِ ت ُ ] ( اِخ ) قبادبیک. از اتراک است و در حیدرآباد بوده است. بیت زیر از اوست:
چو در کنج قفس میرم بسوزیدم مگر روزی
به امداد صبا خاکسترم راه سباگیرد.( از تذکره نصرآبادی ج 2 ص 313 ).
کوکبی ترک. [ ک َ ک َ ی ِ ت ُ ] ( اِخ ) قبادبیک. از اتراک است و در حیدرآباد بوده است. بیت زیر از اوست:
چو در کنج قفس میرم بسوزیدم مگر روزی
به امداد صبا خاکسترم راه سباگیرد.( از تذکره نصرآبادی ج 2 ص 313 ).
نامش قباد بیک و از اتراک است و در حیدر آباد می بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو کوکبی است که در چشم ما نماید خرد ولی بگردون کی خرد باشدی کوکب
💡 طالع نگشته و نشود زین سپس یقین فرخنده کوکبی چو تو از آسمان حسن
💡 ندارم در بساط آسمان گر اختر سعدی ز داغ ناامیدی سینه پر کوکبی دارم
💡 از متاعش پاره ئی دزدید شام کوکبی چون شاهدی بالای بام
💡 کوکبی آری ولیکن آسمان تست موم عاشقی آری، ولیکن هست معشوقت لگن
💡 هر نظر کز حق بسوی او رسید کوکبی گشت و طلب آمد پدید