لغت نامه دهخدا
کون خرما. [ ن ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فلس گونه ای که بر بن میوه خرما باشد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || جوش خرد بربدن. قسمی از بثور. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کون خرما. [ ن ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فلس گونه ای که بر بن میوه خرما باشد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || جوش خرد بربدن. قسمی از بثور. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فلس گونه که بر بن میوه خرما باشد. یا جوش خرد بر بدن قسمی از بثور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز روزگار مرا خار هست و خرما نیست مثل خطاست که گویند خار با خرماست
💡 نزدیک مریم بیسبب، هنگام آن درد و تعب از شاخِ خشکِ بیرطب هر لحظه خرما میکشی
💡 O خرما وانگور، از مفيدترين ميوه ها مى باشند ودر قرآن نام آنها به كرّات آمده است.
💡 - مى گويند كه تو ازدواج موقت را حرام كرده اى؛ در صورتى كه خداوند آن را روادانسته، و ما با مشتى خرما عقد مواصلت مى بستيم و پس از سه روز از يكديگر جدا مىشديم. عمر گفت:
💡 گفت: جريان از اى قرار است. يك پيرزنى است در عشاير ما، اين پيرزن كسى را نداردكه خرج او را تاءمين كند، فقط يك باغستانى دارد كه آن باغ در حدودچهل اصله درخت خرما دارد.
💡 یکی باشد بر صادق، اگر زهر وگر شکر یکی باشد بر عاشق، اگرخار واگر خرما