کوزل حصاری

لغت نامه دهخدا

کوزل حصاری. [ ک ُ زَ ح ِ ] ( اِخ ) شیخ مصطفی بن محمدبن مصطفی. از خدمتگزاران نقشبندیه است. او راست: 1- حلیةالناجی، و آن حاشیه ای است بر شرح صغیر ابراهیم الحلبی. 2- شرح الحقایق من الاصول لابی الخادمی. این کتاب به سال 1246 هَ. ق. پایان یافت. ( از معجم المطبوعات ج 2 ).

جمله سازی با کوزل حصاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو خسرو کرد ازین بسیار زاری جوابش داد آن ماه حصاری

💡 حصاری یافت سیمین قفل بر در چو آب زندگانی مُهر بر سر

💡 به عالم حصاری متین از کرم که دارد از او بسته پای ستم

💡 کرده حایل به رخ آن ترک حصاری خم زلف تا به صبح از شب دیجور حصاری بکند

💡 لیلی نه که لعبتِ حصاری دز بانویِ قلعهٔ عماری

💡 لشکر کشیده زیر حصاری، که صحن اوست هم معدن تجارت و هم جای امتحان