لغت نامه دهخدا
کهرخنگ. [ ک َ هََ خ ِ ] ( اِ مرکب ) رنگی از رنگهای اسب. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کَهَر شود.
کهرخنگ. [ ک َ هََ خ ِ ] ( اِ مرکب ) رنگی از رنگهای اسب. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کَهَر شود.
رنگی از رنگهای اسب ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی آن را به فداییان اسماعیلی و گروهی دیگر از سوی قبیله کهر کهر میدانند.
💡 موهای اسبهای کَهَر قرمز-قهوهای نسبتاً تیرهاست و یال، دم و انتهای پاها و پوزه آنها تیرهتر یا سیاه میباشد. رگههای مختلفی از کهر وجود دارد که مهمترین آنها کهر روشن، کهر تیره و کهر گیلاسی میباشند.
💡 ● کشتن موش در یکشمبه (رمان) که بر اساس آن در سال ۱۹۶۴ فیلمی به نام اسب کهر را بنگر با بازی آنتونی کوئین ساخته شده است. این رمان در ایران با ترجمه آرش گنجی و توسط نشر جهاننو منتشر شده است.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به اسب کهر را بنگر، هلن، طلاق به سبک ایتالیایی، استر و شاه و زیرشیروانی اشاره کرد.
💡 آنومالی سیاه کهر یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سبزواران استان کرمان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است.