لغت نامه دهخدا
کرگ اسپر. [ ک َ اِ پ َ ] ( اِ مرکب ) سپر از پوست کرگ. این کلمه را ولف در فهرست شاهنامه گُرگ اسپر خوانده و غلط است. ( یادداشت مؤلف ):
ببارید تیر از کمان سران
به روی اندر آورده کرگ اسپران.فردوسی.
کرگ اسپر. [ ک َ اِ پ َ ] ( اِ مرکب ) سپر از پوست کرگ. این کلمه را ولف در فهرست شاهنامه گُرگ اسپر خوانده و غلط است. ( یادداشت مؤلف ):
ببارید تیر از کمان سران
به روی اندر آورده کرگ اسپران.فردوسی.
سپری که از پوست کرگدن ساخته شده باشد: ببارید تیر از کمان سران / به روی اندر آورده کرگ اسپران (فردوسی۲: ۳/۱۲۵۰ ).
( اسم ) سپری که از پوست کرگدن پوشیه باشد ( در نسخ شاهنامه بتصحیف [ گرگ اسپر ] نوشته اند ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 . در همان سال اولین مقاله از وی در مجله اسپر عکاسی و منتشر شده و و متعاقباً به آسیا نقل مکان نمود.
💡 بیندازد و بنهد و فرو گیرند و بردارند یلان اسپر سران گردن مهان مغفر شهان افسر
💡 او در تبلیغات تلویزیونی اسپری بدن اَکس در ایالات متحده حضوری برجسته داشت.
💡 این روستا در دهستان اسپران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۱ نفر (۵۱خانوار) بودهاست.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به اسپری مو اشاره کرد.
💡 تا در شراب آغشتهام بیشرم و بیدل گشتهام اسپر سلامت نیستم در پیش تیغم چون سپر