لغت نامه دهخدا
کرخ وار. [ ک َ ] ( ص مرکب ) مانند کرخ. شبیه به کرخ:
هر روز شادی نوبنیاد و رامشی
زین باغ جنت آیین زین کاخ کرخ وار.فرخی.رجوع به کرخ و کرخ بغداد شود.
کرخ وار. [ ک َ ] ( ص مرکب ) مانند کرخ. شبیه به کرخ:
هر روز شادی نوبنیاد و رامشی
زین باغ جنت آیین زین کاخ کرخ وار.فرخی.رجوع به کرخ و کرخ بغداد شود.
مانند کرخ. شبیه به کرخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قاسم در مهدیه، یک منطقه کم درآمد بغداد در سمت چپ رودخانه، که اکنون به نام کرخ شناخته میشود، در ۲۱ نوامبر ۱۹۱۴ به دنیا آمد. او دانش آموز ممتازی بود و با بورسیه دولتی وارد دبیرستان شد. در ۱۹۳۱ او در دانشکده نظامی پذیرفته شد. در سال ۱۹۳۴ به عنوان ستوان دوم فارغالتحصیل شد. قاسم سپس در کالج الارکان شرکت کرد و در دسامبر ۱۹۴۱ با درجه عالی فارغالتحصیل شد. در سال ۱۹۵۱ دوره افسران ارشد را در دویزز، ویلتشر به پایان رساند. قاسم به دلیل استعدادی که در متقاعد کردن آنها برای انجام اقدامات غیرمحتمل در تمرینات نظامی داشت، توسط همکلاسیهایش در دیویز لقب «افسونگر مار» داده شد.