کرباس محله

لغت نامه دهخدا

کرباس محله. [ ک َ م َ ح َل ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) به مزاح قبرستان و گورستان. ( یادداشت مؤلف ). قبرستان و گورستان به مناسبت کفنهای کرباس. ( فرهنگ فارسی معین ).
- به کرباس محله رفتن؛ مردن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

گورستان.

فرهنگ فارسی

( اسم ) قبرستان گور ستان ( بمناسبت کفنهای کرباس ).

جمله سازی با کرباس محله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وجب واری در آن کرباس نو نه درستی در تمامش نیم جو نه

💡 بیا تا ببینی تو این گوسفند به کرباس پیچیده کرده ببند

💡 بنای جبه کرباس سست بنیادست بیار صوف که بنیاد پنبه بر بادست

💡 چو مه که توزی بگدازد و به صد منت ز ماهتاب جهان را عوض دهد کرباس

💡 در بهاران دلم از جامه کرباس گرفت اشتیاقست مرا با رخ کتان که مپرس

💡 بسیار بدین و بدان به حیلت کرباس بدادی به نرخ مبرم

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز