کبودی زنی

لغت نامه دهخدا

کبودی زنی. [ ک َ زَ ] ( حامص مرکب ) وشم. توشیم. ( یادداشت مؤلف ). خالکوبی.

فرهنگ فارسی

خال کوبی وشم

جمله سازی با کبودی زنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گردون کدام فتنه که با عاشقان نکرد اینها گمان به خال کبودی نداشتیم

💡 ای چتر کسوت سیه اکنون سپید گشت چون تیغ شه تو نیز کبودی طلب بپوش

💡 کبودی اندر آن سرخی چنان بود که گفتی لاله‌زار و زعفران بود

💡 همچنین رادیو فردا در خبری دیگر به نقل از کسانی که بدن وی را هنگام شستشو دیده‌اند گفت هیچ اثری مبتنی بر معاینات تخصصی پزشکی قانونی بر بدن وی وجود نداشت. همچنان که هیچ اثری از کبودی نیز در بدنش دیده نمی‌شد.

💡 سیاه‌سُرفه بیماری باکتریال است که به علّت حملات شدید سرفه می‌تواند منجر به کبودی گردد.

💡 درختانی نیز به صورت وحشی در این روستا می‌رویند مثل درخت وزم، بید، کبودی، تبریزی، سرو و....

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز