کبود زنی

لغت نامه دهخدا

کبودزنی. [ ک َ زَ ] ( حامص مرکب ) خال کوبی. وشم. رجوع به خال کوبی شود.

فرهنگ فارسی

خال کوبی

جمله سازی با کبود زنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گربه کبود کز هژبر شرزه شیر آید اندر چنگ این گرگان اسیر

💡 پس از مرگ او شاه سالی چو ماه نمی‌رفت جز در کبود و سیاه

💡 مرا این همه رنج و محنت که بود ستم ها که رفت از سپهر کبود

💡 تو نامدی و مهر فلک جلوه نمود تو رفتی و مهر بود بر چرخ کبود

💡 اینست همیشه عادت چرخ کبود چون بی غمی ای دید زوال آرد زود

💡 مگر ز سرما گشتست روی چرخ کبود مگر ز برف ببستست راه کاهکشان

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز