کافر ستیز

مترادف‌ها

کفر ستان، دشمن کافران

لغت نامه دهخدا

کافرستیز. [ ف ِ / ف َ س ِ ] ( نف مرکب ) آنکه در ستیز بی رحم باشد.( آنندراج ). کافرخوی. کافردل. کافرسیرت:
هرچه کنی عالم کافرستیز
برتو نویسد بقلم های تیز.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه در ستیز بیرحم باشد: [ هر چه کنی عالم کافر ستیز بر تو نویسد بقلمهای تیز... ] ( مخزن الاسرار )

جمله سازی با کافر ستیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مردم شکارا کین مجو با دوستداران بیش ازین کافر سوارا سرمکش زین خاکساران بیش ازین

💡 در حالی که از نظر تاریخی، عمر دومین خلیفه امت اسلامی است، مجلسی او و همه کسانی را که او را مسلمان می‌دانند کافر می‌داند و احساسات ضد سنی را که قبلاً توسط صفویان دامن زده شده بودند را به جزء لاینفک تشیع صفوی تبدیل می‌کند.

💡 تو نه‌ای شاهی، که تو دون همتی در خدای خویش کافر نعمتی

💡 گوید کز نور من ظلمت و کافر کجاست تا که به شمشیر دین بر سر کافر کشی

💡 در متون تاریخی مربوط به جنگ‌های باستانی، برخی از لشکریان با روحیه‌ای کافر ستیز و با اعتقاد به حقانیت دین خود، به سمت دشمنان حرکت می‌کردند تا پیروز شوند.

💡 شخصیت‌های اسطوره‌ای در برخی داستان‌های حماسی، غالباً با ویژگی‌های کافر ستیز توصیف شده‌اند تا قدرت و ایمان پولادین خود را در برابر نیروهای تاریکی نشان دهند.

💡 بررسی ادبیات مذهبی در دوره‌های مختلف نشان می‌دهد که استفاده از واژگانی نظیر کافر ستیز، ابزاری برای تقویت روحیه جنگاوری و اتحاد میان پیروان یک آیین بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران