لغت نامه دهخدا
کاسه یتیمان. [ س َ / س ِ ی ِ ی َ ] ( اِخ ) بمعنی کاسه گدایان است که اکلیل شمالی باشد و از جمله چهل وهشت صورت فلک البروج است. ( برهان ) ( آنندراج ). کاسه ٔدرویشان. ( جهانگیری ). و رجوع به فکه و اکلیل شود.
کاسه یتیمان. [ س َ / س ِ ی ِ ی َ ] ( اِخ ) بمعنی کاسه گدایان است که اکلیل شمالی باشد و از جمله چهل وهشت صورت فلک البروج است. ( برهان ) ( آنندراج ). کاسه ٔدرویشان. ( جهانگیری ). و رجوع به فکه و اکلیل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی رفتمی در چنین حال لرزان چو کتف یتیمان عریان در آذر
💡 ما را تو هم بچشم غریبان نظر نما وین کودکان زخیل یتیمان همی شمار
💡 از عدل چون پدر ز یتیمان روزگار گوئی مگر بفضل زهرباب باب داد
💡 بر یاد اشک و آه یتیمان تشنه کام آهم به شیون آید و اشکم فتد به شور
💡 بگیر مشک و ز راه ثواب آب بیار که ساخته است عطش کار ما یتیمان را
💡 رفتم و سوختم از داغ دل دشمن و دوست که جگرسوز تر از اشک یتیمان رفتم