کاسه بشکنک

لغت نامه دهخدا

کاسه بشکنک. [ س َ / س ِ ب ِ ک َ ن َ ] ( اِ مرکب ) شقایق.ارمونی. شقیق. الاله. شقایق النعمان. لاله نعمان. شقر. لاله دلسوخته. لاله داغدار. رجوع به شقایق شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) شقایق نعمانی شقایق النعمان.

جمله سازی با کاسه بشکنک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه چون لاله نگونسار بود کاسه من از دل سوخته خونم به چکیدن نرسد

💡 برده است از بس بفکر آن نگار جانیم گشته موی کاسه زانو خط پیشانیم

💡 خوان ببین بنهاده از هرسو بلیس کاسه ی آن را بیا با من بلیس

💡 این همه زهر چرا ریخت فلک در کامت شربت شهدی ازین کاسه ننوشیده هنوز

💡 کسی جامی نخورد از شربت دهر که در آخر ندادش کاسه زهر

💡 کاسه آتش اردهندت نیست چندانی عطا جامه بخشند گوئی زان عطا عمری سخن

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز