کارخانه سالار

لغت نامه دهخدا

کارخانه سالار. [ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چالان چولان شهرستان بروجرد، واقع در 20هزارگزی جنوب باختری بروجرد و 5هزارگزی باختر شوسه بروجرد. جلگه.هوای آن معتدل و سکنه آن 163 تن باشد. آب آن از رودخانه و محصول آنجا غلات است و شغل اهالی زراعت میباشد، راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان چالان چولان شهرستان بروجرد

جمله سازی با کارخانه سالار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کارخانه‌ای که ندانند قدر کار از کار هر که دست کشد کاردانترست

💡 بی حسن تو ساده بود لوح دو جهان عشق اینهمه کارخانه از حسن تو ساخت

💡 ز بهر کار بدین کارخانه آمده ایم که مزد می دهد آن را که هیچ کار نکرد

💡 چه حکمت است که صیاد کارخانه غیب ز زلف و خال تو بنهاد دام و دانه مرا

💡 چو شیشه گر، به کفم گر ز کارخانه قسمت هزار شیشه درآید، یکی شراب ندارد

💡 کوی فنا و فقر عجب کارخانه ای ست خوش آن که هر چه داشت درین کارخانه باخت

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز