کاربند شدن

لغت نامه دهخدا

کاربند شدن. [ ب َش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کاربستن. اجرا کردن:
سخنهای سعدی مثال است و پند
به کار آیدت گر شوی کاربند.سعدی.حکم خدا را چو شوی کاربند
فتح بیابی، نشود کاربند.مؤلف آنندراج ( از فرهنگ آنندراج ).|| اطاعت و فرمانبرداری کردن. ( برهان ) ( آنندراج ). اطاعت کردن. ( انجمن آرا ). || برنیامدن حاجت. ( آنندراج ). فروبسته شدن کار.

جمله سازی با کاربند شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حوضخانه دارای ارتفاعی معادل دو طبقه است و در هر طبقه غرفه‌هایی پیرامون آن نشسته‌اند. این غرفه‌ها در طبقه دوم به یکدیگر پیوند خورده؛ بخش مرکزی حوضخانه را دور می‌زنند. فضای حوضخانه توسط ارسی مرتفعی به ایوان ستون دار مقابل خود و به وسیله سه در چوبی به حیاط واقع در ضلع جنوبی گشوده می‌شود. حوضخانه و غرفه‌های اطراف آن دارای تزئینات کاربندی و نقاشی روی گچ است که تأثیر سبک‌های نقاشی اروپایی در آن دیده می‌شود. ایوان ستون دار این جبهه نیز در سقف و دیوارهای خود تزئینات فراوان نقاشی دارد. اتاق ضلع شرقی حوضخانه دارای طاقچه‌ها و فرورفتگی‌هایی به شکل ظروف مختلف و مشابه با فضای فوقانی عمارت عالی قاپوی اصفهان می‌باشد.

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز