لغت نامه دهخدا
ژرف یابی. [ ژَ ] ( حامص مرکب ) اندازه گیری عمق چیزی. || تعمق.
ژرف یابی. [ ژَ ] ( حامص مرکب ) اندازه گیری عمق چیزی. || تعمق.
اندازه گیری عمق چیزی.
تعمق یا اندازه گیری عمق چیزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عید قربان است جان را کن فدا عید خوش یابی اگر قربان شوی
💡 دل از فرمان این هر سه مگردان اگر خواهی که یابی هر دو گیهان
💡 نمیدانی که چون بُد اوّلینت کجا یابی در آخر آخرینت
💡 گوشه ای گیر که از یاد خلایق بروی نه که از عزلت خود شهرت عنقا یابی
💡 از همه طاعات اینت بهترست سبق یابی بر هر آن سابق که هست
💡 کشتهٔ عشق زنده و جاوید رو فنا شو که تا بقا یابی