لغت نامه دهخدا
چوزه باز. [ زَ / زِ ] ( نف مرکب ) آنکه چوزه بازد. چوزگان ببازی گیرد. || آنکه چوز را ببازد. || زن پیر که مایل بمردان جوان باشد. ( ناظم الاطباء ). جوان سال پسند.
چوزه باز. [ زَ / زِ ] ( نف مرکب ) آنکه چوزه بازد. چوزگان ببازی گیرد. || آنکه چوز را ببازد. || زن پیر که مایل بمردان جوان باشد. ( ناظم الاطباء ). جوان سال پسند.
آنکه چوزه بازد که چوزگان ببازی گیرد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه قنحک ۳ مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان تاکسنان، روستای چوزه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۱۲۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه قبرستان روستای چوزه مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان تاکستان، روستای چوزه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۱۵۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه قنجک ۴ مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان تاکستان، روستای چوزه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۶۷۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.