چهره اباد

لغت نامه دهخدا

( چهره آباد ) چهره آباد. [ چ ِ رِ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان غنی بیگلو بخش ماه نشان شهرستان زنجان. در 36هزارگزی شمال خاوری ماه نشان و 2هزارگزی راه مالرو عمومی واقع است. کوهستانی و سردسیر است، 465 تن سکنه دارد. از چشمه و زه آب رودخانه محلی آبیاری میشود. محصولش غلات و بنشن است. شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

( چهره آباد ) دهیست جزئ دهستان غنی بیگلو بخش ماه نشان شهرستان زنجان.

جمله سازی با چهره اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از چهره‌های معروف باشت می‌توان به اشخاص زیر اشاره کرد:

💡 ز اشک و چهره ترا داده اند آب و زمین برای توشه فردای خود زراعت کن

💡 441- چهره خونين، ص 149، به نقل ازمقتل خوارزمى، ج 1، ص 183

💡 از گریه جگر بست دلم اهل دلی کو؟ کز چهره خسرو جگر بسته گشاید

💡 ننمود اثر چهره و زنگار برآورد آیینة دل در کف آه سحری چند

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز