لغت نامه دهخدا
چهارمیخه بودن. [ چ َ / چ ِ خ َ / خ ِدَ ] ( مص مرکب ) محکم و استوار بودن. پابرجا بودن.
چهارمیخه بودن. [ چ َ / چ ِ خ َ / خ ِدَ ] ( مص مرکب ) محکم و استوار بودن. پابرجا بودن.
محکم و استوار بودن. پا برجا بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشاید بود کز خاک آتش آید نشاید بودن او را کس همالا
💡 افسرده مشو، که در صف محشر هم بازار من و تو گرم خواهد بودن
💡 سیر چشمی ذره از مهر قناعت بودنست پیش مردم اندکی، در چشم خود بسیار باش
💡 یکی با زنان رام بودن به هم دوم زفت کاری سیوم دان ستم