چنبره زدن

لغت نامه دهخدا

چنبره زدن. [ چَم ْ ب َ رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چنبر زدن. حلقه های خرد یا بزرگ دایره ای شکل زدن. چنانکه مار آن هنگام که در جایی آرام و قرار گیرد بدانگونه گرد خود حلقه زند. و رجوع به چنبر و چنبر زدن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دور خویش حلقه زدن ( مانند حلق. مار ).
چنبر زدن. حلقه های خرد یا بزرگ دایره ای شکل زدن چنانکه مار آن هنگام که در جایی آرام و قرار گیرد بدانگونه گرد خود حلقه زند.

جمله سازی با چنبره زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدا به موسى (عليه السلام ) فرمود: اى موسى ! اگر - براى نجات جليس و همنشين خود- مرا آنچنان بخوانى كه رگهاى دو چنبره گردن تو از هم بدرد، خواسته تو را دربارهاين شخص برآورده نمى سازم. من بار علم و دانش را بر دوش هوش او نهادم؛ ولى او اينبار گرانبها و كالاى ارزشمند را ضايع و تباه ساخته و به غير علم يعنى، دنيا روىآورده است ) (177).

💡 بزرگان و معتمدين شيعه براى امامت اهميت خاصىقائل بودند و آن را اصلى از اصول اسلام مى دانستند لذا همواره از امام زمان خود دربارهامام بعدى پرسش مى كردند تا به او مراجعه نمايند و در چنبره طاعت او درآيند. در موردامام هادى نيز اين دقت نظر به عمل آمد و برخى از بزرگان شيعه روايات متعددى از امامجواد - عليه السلام - مبنى بر امامت على هادىنقل كرده اند و ما در اينجا به پاره اى از آنها اشاره مى كنيم:

💡 سه گونهٔ متفاوت چنبره ایجاد می‌شود. اگر فاصلهٔ محور از مرکز دایره از شعاع دایره کوچکتر باشد

💡 ما مردمان را به توانش چیرگی بر جهان بخشود، آری چنبره بر آسمان و زمین با همه گسترهٔ ورجاوندش

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز