لغت نامه دهخدا
چلیپای فلک. [ چ َ ی ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شکلی که از تقاطع خطمحور و خط معدل النهار حاصل میگردد. ( ناظم الاطباء ).
چلیپای فلک. [ چ َ ی ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شکلی که از تقاطع خطمحور و خط معدل النهار حاصل میگردد. ( ناظم الاطباء ).
شکلی که از تقاطع خط محور و خط معدل النهار حاصل میکردد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فاش دین لبت از زلف چلیپای تو شد زان که از موی تو زنار به خود میپیچد
💡 به تُرک چشم و چلیپای زلف بخشیده گناه فتنهٔ چنگیز و جنگهای صلیب
💡 گفتمش از بت و زنار ندارم خبری گفت بر چهره ببین زلف چلیپای مرا
💡 سر مویی به خود از شوق نپرداختهام تا گرفتار سر زلف چلیپای توام
💡 هر سر موی سمن بوی تو خوشتر ز همند خط مشکین تو خوش، زلف چلیپای تو خوش