لغت نامه دهخدا
چفت مقوس. [ چ َت ِ م ُ ق َوْ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سقف طاق مانند و خمیده چون چوگان. ( رشیدی ). و رجوع به چفت شود.
چفت مقوس. [ چ َت ِ م ُ ق َوْ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سقف طاق مانند و خمیده چون چوگان. ( رشیدی ). و رجوع به چفت شود.
سقف طاق مانند و خمیده چون چوگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مقوس کرد بار روزی ما آسمانها را دل آگاه در اندیشه روزی چرا باشد؟
💡 ز عالی غرفه هایش چشم بد دور مقوس طاق ها چون ابروی حور
💡 چرخ مقوس هدف آه تست چنبر دلوَش رسن چاه تست
💡 آن دو ابروی مقوس دو کمانند بلند که قلم را زنی قند زبان نتوان ساخت
💡 لب سوفارم از خمیازههای بیپر و بالی ز گردون مقوس همتی چون تیر میخواهم