چشم وهام
مترادفها
توهم، خطای دید
لغت نامه دهخدا
چشم وهام. [ چ َ / چ ِ وَ ] ( اِ مرکب ) بر وزن و معنی «چشم پنام » است که دعا و تعویذی باشد که جهت چشم زخم نویسند. ( برهان ) ( آنندراج ). چشم پنام و دعا و تعویذی که برای چشم زخم نویسند. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف «چشم پنام » است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). چشم وهم. دعای چشم زخم. رجوع به چشم پنام و چشم وهم شود.
فرهنگ عمید
= چشم پنام
فرهنگ فارسی
بر وزن و معنی (( چشم پنام ) ) است که دعا و تعویذی باشد که بجهت چشم زخم نویسند ٠ چشم پنام و دعا و تعویذی که برای چشم زخم نویسند ٠
جمله سازی با چشم وهام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهر چیز کو را به سر برگذشت چه در کوه ودریا وهامون ودشت
💡 به دنبال اشاره اى كه در آيات قبل پيرامون سرنوشت دردناك اقوام پيشين آمده بود در اينآيات به شرح يكى از اين ماجراها پرداخته، و انگشت روى داستان موسى و فرعون وهامان و قارون مى گذارد.
💡 مشو زافتادگان غافلکه آخر سایهٔ عاجز بهپهلو زیردست خویشسازدکوه وهامون را