لغت نامه دهخدا
چرخ ابریشم کشی. [ چ َ خ ِ اَ ش َک َ / ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دستگاهی مخصوص جدا کردن ابریشم از پیله.
چرخ ابریشم کشی. [ چ َ خ ِ اَ ش َک َ / ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دستگاهی مخصوص جدا کردن ابریشم از پیله.
دستگاهی مخصوص جدا کردن ابریشم از پیله ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نک قراضهٔ چند ابریشمبها خرج کن این را و باز اینجا بیا
💡 طبیعت بباید که زیبا شود که ابریشم است آن که دیبا شود
💡 گو سر مضراب در ابریشم آر وز نم خون هر مژه ابری شمار
💡 سر فریاد نداریم پگاه است هنوز یک دو ابریشم شاید که فراتر گیرند
💡 بزنجیرم نشاید داشت در بزم ورع کیشان بکوی مطربان در بندم از ابریشم سازی