چارسو نمکی
لغت نامه دهخدا
چارسو نمکی. [ ن َ م َ ] ( اِخ ) یکی از چارسوهای اصفهان که واقع در قسمت جنوبی شهر است و بعضی چارسوهای دیگر درشهر اصفهان هست که اگر چه بنای آنها نسبت به ابنیه ٔسایر بلاد معتبر است ولی نسبت بعمارات خود اصفهان چندان رفعت و عظمتی ندارد. ( مرآت البلدان ج 4 ص 49 ).
فرهنگ فارسی
یکی از چارسوهای اصفهان که واقع در قسمت جنوبی شهر است و بعضی چار سوهای دیگر در شهر اصفهان هست که اگر چه بنای آن ها نسبت با بنی. سایر بلاد معتبر است ولی نسبت بعمارات خود اصفهان چندان رفعت و عظمتی ندارد ٠
جمله سازی با چارسو نمکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرش چارسو همچو خوان از رخام در او ساخته گور آن نیکنام
💡 در چارسوی دهر خریدار وفا نیست با آنکه متاعیست که ایام ندارد
💡 تا به بغداد آمد آن هنگامهجو تا نهد هنگامهای بر چارسو
💡 درتن چارسوبم چه سودا چه سودی چو صبح از نفس مایگان هوایم
💡 غارتگران درد و غم آورده روز خون از چارسو بگنج دُر شایگان من
💡 طبعت به چارسوی عناصر چو برگذشت آویخت بخل را عدم از دار روزگار