چار پایی
مترادفها
چهارپا
متضادها
دو پا
لغت نامه دهخدا
چارپایی. ( حامص ) منسوب به چارپا:
چو پاکی و پاکیزه رایی کنی
چرا دعوی چارپایی کنی.نظامی.
فرهنگ فارسی
منسوب به چار پا.
جمله سازی با چار پایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این چرخ که میگردد بیآب نگردد تا سر نبود پای کجا یابد پایی
💡 میدان که: سر ما و نشان قدم تست در کوی تو هر جا که سری بینی و پایی
💡 من کی به وصالش رسم این بس که به راهش روزی که شوم خاک ببوسم کف پایی
💡 ز آتش سودا، درین محفل پی بیرونشدن دست و پایی میزنم، اما گرفتارم چو شمع
💡 عجزم چقدر پایهٔ اقبال رسا داشت جایی نخمیدم که به پایی نرسیدم
💡 دریغا گر تو با این هوش و ادراک به جَهل از این فزونتر پایی ای زن
💡 در این مستند علمی، به بررسی رفتار حیوانات چار پایی در طبیعت میپردازیم که چگونه برای بقا در محیطهای سخت خود را تطبیق میدهند.
💡 اکثر موجودات زندگی در این جنگل، از نوع چار پایی هستند و با سرعت بسیار زیادی در میان درختان و بوتههای انبوه حرکت میکنند.
💡 طراحی این وسیله نقلیه جدید به گونهای انجام شده که مانند یک موجود چار پایی، تعادل بسیار خوبی را روی سطوح ناهموار و خاکی حفظ کند.