پیشکش بادیز
لغت نامه دهخدا
پیشکش بادیز. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سبلوئیه ٔبخش زرند شهرستان کرمان واقع در 30 هزارگزی جنوب زرند و 13 هزارگزی خاور راه مالرو زرند به رفسنجان. کوهستانی سردسیر. دارای 182 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و حبوبات و تریاک، شغل اهالی آنجا زراعت و راه آن مالروست. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان سبلوئیه بخش زرند شهرستان کرمان
جمله سازی با پیشکش بادیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بارها جان عزیز خویش را در پای او پیشکش کردیم و اندر پیش او خوار آمدهست
💡 هلبلید: پیشکش سنوئا اولین بازی ای بود که از کنترلهای لمسی کامل پشتیبانی میکردکنترلهای لمسی از آن زمان به ۱۲۴ بازی دیگر اضافه شدهاست
💡 گر شوی مهمان جان از عقل و دین و صبر و هوش در رهت ریزم به رسم پیشکش اسباب دل
💡 در دولت هند غربی گجرات، جشنها حتی بزرگتر است. مردم هزاران نوع از نانهای رنگارنگ خود را در شکل بادبادک زیبا به خورشید پیشکش میکنند.
💡 در هوای لب تو جان بدهم تا گویند بود فرهاد که جان پیشکش شیرین کرد