پوست پیرا ی

لغت نامه دهخدا

پوست پیرای. ( نف مرکب ) رجوع به پوست پیرا شود.

فرهنگ فارسی

( پوست پیرا ی ) ( صفت ) ۱- آنکه پوست حیوانات را پرداخت دهد و پاک کند کسی که پوست جانوران را آش نهددباغ آشگرچرمگر.۲- پوستین دوز واتگر فرائ.

جمله سازی با پوست پیرا ی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو باهم هر دو دلبر دوست بودند دو مغز و هر دو در یک پوست بودند

💡 تو لفظ‌، مغتنم انگار، فکر معنی چیست که مغزها همه محتاج پوست می‌باشد

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز