لغت نامه دهخدا
پوست بخارا. [ ت ِ ب ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پوست بخارائی، پوست بره بخارائی. پوستی که از بخارا آرند.
پوست بخارا. [ ت ِ ب ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پوست بخارائی، پوست بره بخارائی. پوستی که از بخارا آرند.
یا پوست بخارایی پوست بره بخارائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس به ترکستان و خوارم و بخارا شد روان وان سه کشور زیر فرمان کرد شاه کاردان
💡 در کنار تربیت مانند لعلش جا دهد شیشه می را گر از مستی بخارا می زنم
💡 هر باد کی از سوی بخارا بمن آید زوبوی گل و مشک و نسیم سمن آید
💡 این شاه بتأیید خداوند براند لشکر بدرچین ز بخارا و سمرقند
💡 ٦٨١ کشتهشدن بیندو بخارا و پایان پادشاهی دودمان بخاراخدایان در بخارا.
💡 در روضهٔ جلال تو رضوان دیگری وز فر تو بخارا خلد دگر شدست