پهلو سودن

لغت نامه دهخدا

پهلو سودن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) پهلو زدن. پهلو ساییدن. ادعای برابری کردن. مقابلی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )پهلو سودن با کسی.پهلو ساییدن.

جمله سازی با پهلو سودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاد بختی که غم تو قوت او است پهلوانی کو فتد پهلوی تو

💡 گاه تا دوش ها برآرد دست گه به پهلو فرو گذارد دست

💡 بیامد بدر پهلوان سوار پس‌اندر همی دیدش اسفندیار

💡 برفتم ز نزد تو ای پهلوان پیامت بدادم بپیر و جوان

💡 بیاورد مر پهلوان را سپرد سوی حجره بردش سپهدار گرد

💡 هر زن و مردی که به من بنگرد یک قدم از پهلوی من نگذرد

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
هوکی یعنی چه؟
هوکی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز