پشه ناک

لغت نامه دهخدا

پشه ناک. [ پ َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) پرپشه. که پشه بسیار دارد. بَعِضَة. مَبعوضَة. ارض ُ بعضَة؛ زمینی پَشَه ناک.

فرهنگ عمید

پشه دار، پرپشه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پرپشه.

جمله سازی با پشه ناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌های معروف او می‌توان به بازی در فیلم ساحل پشه، احمق و صفحه اول اشاره کرد.

💡 به پیل پشه و بر شیر مور چیره شود در این بیان سخن افزون ز حد تقدیر است

💡 هم عرب و گوجرهاپامیری، نورستانیها براهویی است و قزلباشهم ایماق و پشه‌ایان

💡 این ویروس به مانند تب دنگی، ویروس نیل غربی و تب زرد یک بیماری منطقه گرمسیری منتقل‌شونده به‌وسیله پشه ایجاد می‌کنند.

💡 چون باد بجنبد نبود خود ز پشه باک چون آتش برخیزد، تیزی نکند خار

💡 من چو پیلم که فرا پیش تو از بیشه خویش نه چو پشه که دل من بهمه کس گرود