لغت نامه دهخدا
پرده کلا. [ پ َ دَ ک َ ] ( اِخ ) موضعی بدو دانگه هزار جریب. رجوع به سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 122 شود.
پرده کلا. [ پ َ دَ ک َ ] ( اِخ ) موضعی بدو دانگه هزار جریب. رجوع به سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 122 شود.
موضع بدو دانگه هزار جریب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برافکن پرده ورنه من کنم باز که خواهم گشت در راه تو جانباز
💡 ای فلک قدر ملک رفعت که دست همتت پرده تخفیف بر تعظیم هر سرور کشید
💡 وى و ديگران در مناسبت هاى مختلف، از اين تفكر خويش پرده برداشته اند.