پاینده کیش
لغت نامه دهخدا
پاینده کیش. ( اِخ ) نام شهر ( ؟ ) و بعضی شارحین بوستان «پابند» بمعنی زمین گل و لای نوشته و «کیش » نام جزیره.
فرهنگ فارسی
نام شهر و بعضی شارحین بوستان پابند بمعنی زمین گل و لای نوشته و کیش نام جزیره
جمله سازی با پاینده کیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آقای پاینده، اولین دانشگاه خصوصی را در افغانستان ایجاد کرده و مدت ۲۱ سال اقتصاد و رهبری را در آنجا تدریس نمود.
💡 تابنده باد فر تو بر خُرد و بر بزرگ پاینده باد عدل تو بر پیر و بر جوان
💡 در وفای یار باید باخت باری جان خویش چونکه جان بیوفا با هیچ کس پاینده نیست
💡 هر جهانداری بود پاینده از بخت جوان در جهانداری جوانبخت است سلطان جهان
💡 این شیوه روایت در داستانهای رئالیستی و ناتورالیستی، شیوه غالب است. حسین پاینده میگوید: