لغت نامه دهخدا
ورق قماری. [ وَ رَ ق ِ ق َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گیاهی است خوشبوی که در عطریات به کار است و در جزایر قُمْر و ملوک باشد. رجوع به قمر در منتهی الارب شود.
ورق قماری. [ وَ رَ ق ِ ق َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گیاهی است خوشبوی که در عطریات به کار است و در جزایر قُمْر و ملوک باشد. رجوع به قمر در منتهی الارب شود.
گیاهی است خوشبوی که در عطریات بکار است و در جزایر قمر و ملوک باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قماری از سر سرو از مقام راست در نغمه زبان سرو در حالت، نگارین دست ها بر هم
💡 به ششدر ماتم از نرد شش و پنجت یکی با من تو ای چرخ مشعبد ترک چندین بد قماری کن
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به بهدور از جاده، سرهنگ کفیاتکوفسکی، قطار شب، قماری بالاتر از زندگی و سرنشین اشاره کرد.
💡 از فیلمهای مشهور او میتوان به یوویتا، تبر، دستنوشته ساراگوسا و قماری بالاتر از زندگی اشاره کرد.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به چهلساله، قماری بالاتر از زندگی و مرحله پایانی اشاره نمود.
💡 ز خواندن دل و جان میدهم دوسر تاوان به خصم راه قماری که داشتم دارم