لغت نامه دهخدا
وتد واتد. [ وَ ت َ دِ ت ِ ] ( ترکیب وصفی ) تأکید است چون شغل شاغل. یعنی میخ استوار محکم. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
وتد واتد. [ وَ ت َ دِ ت ِ ] ( ترکیب وصفی ) تأکید است چون شغل شاغل. یعنی میخ استوار محکم. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مثل الصلاة مثل عمود الفسطاط، اذاثبت العمود ثبتت الاطناب و الاوتاد و الغشاء، و اذاانكسر العمود لم ينفع وتد و لاطنب و لاغشاء؛
💡 الصلاة عمود الدين، مثلها كمثل عمود الفسطاط اذا ثبت العمود ثبتت الاوتاد الاطناب و اذامال العمود و انكسر لم يثبت وتد و لاطنب؛
💡 این عجب که دام بیند هم وتد گر بخواهد ور نخواهد میفتد
💡 مثل الصلاة مثل عمود الفسطاط، اذا ثبت العمود نفعت الاطناب و الاوتاد و الغشاء، و اذاانكسر العمود لم ينفع طنب و لا وتد و لاغشاء؛
💡 نرگس بسان حلقهٔ زنجیر زر نگر کاندر میان حلقهٔ زرین وتد بود
💡 از دیگر فرمهای منظومِ انگلیسی که بسیار موردِ استفاده قرار گرفته، نوعی رباعیِ آیمبیکِ هشت هجاییِ وتدی است.