لغت نامه دهخدا
واکس زنی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل واکس زن. || ( اِ مرکب )جائی که در آن کفش را واکس زنند. محل کار واکس زن.
واکس زنی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل واکس زن. || ( اِ مرکب )جائی که در آن کفش را واکس زنند. محل کار واکس زن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چینیهای باستان هم ریختهگری لاست واکس و هم ریختهگری با قالب را بلد بودند و در دوره سلسله شانگ تعداد زیادی برنز آئینی چینی و کشتیهای آیینی پوشیده از تزئینات پیچیده را خلق میکردند. این مجسمهها در مجموعههای حداکثر ۲۰۰ قطعه ای در مقبرههای سلطنتی دفن میشدند.
💡 در سال ۱۹۴۴ با فیلمنامهای از چزاره زاواتینی و بازی مارچلو ماسترویانی فیلم بچهها نگاهمان میکنند را کارگردانی میکند که آغازگر فیلمهای نئورالیسم اوست. چهار فیلم دیگر در همین سبک میسازد که همگی شاهکارهای جهانی میشوند. واکسی ۱۹۴۶،دزد دوچرخه ۱۹۴۸، معجزه در میلان ۱۹۵۱ و اومبرتو دی ۱۹۵۲.
💡 یکی از ویژگیهای چاپ کلاقهای ایجاد رگههای رنگی است که در اثر شکستن واکس و نفوذ رنگ از میان این شکستها به پارچه در حین عملیات رنگرزی بر روی پارچه پدید میآید.
💡 او برای بار دوم، در حضور هنری هفتم و ملکهاش ژان وو (درگذشتهٔ در ۱۵۳۸)، با خواهر سر نیکلاس واکس ازدواج کرد و از او صاحب یک پسر شد: