لغت نامه دهخدا
وام فرسائی. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) استهلاک دین. ( لغات فرهنگستان ).
وام فرسائی. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) استهلاک دین. ( لغات فرهنگستان ).
استهلاک دین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دل بس رازهای پرده گر سر بر زند روزی که دل فرسائی بار جفا نازک دلم سازد
💡 ای شب مگر آن زلف سمن فرسائی زینسان که شدی بر رخ او سودائی
💡 هر سحرگاهش دعای صدق ران پس به سوی عرش فرسائی فرست
💡 ساکنم کن به ره خویش که پر مشکل نیست مور را درگذر شهد سکون فرسائی
💡 پی عذر قدومت محتشم تا دم آخر بر آن در جبههسائی آستان از سجده فرسائی
💡 جز به سر راه عشق نتوان رفت پای اندر طلب چه فرسائی