لغت نامه دهخدا
هوا پختن. [ هََ پ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) به فکر چیزی بودن. آرزو کردن:
کنون هوای عمل می پزد کبوتر نفس
که دست جور زمانش نه پر گذاشت نه بال.سعدی.هرکه هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود، خام رفت.سعدی ( غزلیات ص 403 ).
هوا پختن. [ هََ پ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) به فکر چیزی بودن. آرزو کردن:
کنون هوای عمل می پزد کبوتر نفس
که دست جور زمانش نه پر گذاشت نه بال.سعدی.هرکه هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود، خام رفت.سعدی ( غزلیات ص 403 ).
بفکر چیزی بودن آرزو کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر که در آتش نرفت بیخبر از سوز ماست سوخته داند که چیست پختن سودای خام
💡 حداقل چند ساعت وقت لازم است تا این غذا حسابی جابیفتد. از این رو یکی از بهترین زمانها، پختن این غذا هنگام رب جوشاندن یا نان پختن است.
💡 ز ما که دعوتیانیم شوق بغرا پرس طریق پختن آش و حلیم و حلوا پرس
💡 عیبم مکن که عقل تو از کف زمام داد بس جان که دل به پختن سودای خام داد
💡 لاجرم جمله دوانند پی پختن نان چشمها بسته و بگشوده دهانها چو تنور
💡 در خوراك بهتر و بيشتر و راحت تر مى خورند و نيازى به پختن و آماده كردن ندارند!