لغت نامه دهخدا
نوگرفته. [ ن َ / نُو گ ِ رِ ت َ /ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نوگرفت. رجوع به نوگرفت شود. || تازه گرفته. نهال و قلمه ای که تازه غرس کرده اند و گرفته است یعنی جوانه زده است و نخشکیده است.
نوگرفته. [ ن َ / نُو گ ِ رِ ت َ /ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نوگرفت. رجوع به نوگرفت شود. || تازه گرفته. نهال و قلمه ای که تازه غرس کرده اند و گرفته است یعنی جوانه زده است و نخشکیده است.
نو گرفت ٠ یا تازه گرفته ٠ نهال و قلمه ای که تازه غرس کرده اند و گرفته است یعنی جوانه زده است و نخشکیده است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کشور ترکمنستان طبق رسم قدیم و جدید دو بار در سال جشن نو گرفته میشود. یکی از این جشنها با استناد به تقویم میلادی که به تأیید سازمان ملل رسیده به عنوان جشن بینالمللی (سال نو) شناخته میشود و دیگری برگزاری عید نوروز به نشانهٔ احیای دوبارهٔ آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان است.
💡 دست قا رکاب مه نو گرفته است ای شهسوار معرکه پا در رکاب کن
💡 باج مسلمی ز مه نو گرفته است ابروی چون هلال تو از روز تا به شب
💡 چو کودکی منم اکنون که زاده از مادر ز نو گرفته حیاتی که مینمود محال
💡 پای در دامن صبر از چه کنم چون شب و روز دست عشق نو گرفته ست گریبان همه