هماهنگ کنندۀ تولید
مترادفها
هماهنگکننده تولید، مدیر تولید
متضادها
ناهماهنگ کنندۀ تولید
فرهنگستان زبان و ادب
{production coordinator} [سینما و تلویزیون] یکی از اعضای گروه تولید که مسئول ارتباط با محیط بیرون و تهیۀ مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز گروه فیلم برداری است
جمله سازی با هماهنگ کنندۀ تولید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دانشجویان میتوانند با هماهنگی انجمنهای علمی دانشجویی موجود در دانشکدهها یا گروههای آموزشی یا ارتباط با باشگاه پژوهشگران جوان نسبت به برگزاری سخنرانیهای علمی، سمینارهای منطقهای و کشوری اقدام نمایند. همچنین دانشجویان میتوانند در تعدادی از سخنرانیهایی که گروههای آموزشی برگزار مینمایند شرکت کنند. این سمینارها با هماهنگی حوزه معاونت پژوهشی دانشگاه انجام میپذیرد.
💡 هماهنگ کنندۀ تولید در پروژههای بزرگ سینمایی مسئولیت مدیریت زمانبندی برنامهها و هماهنگی بین تیمهای مختلف فنی و هنری را بر عهده دارد.
💡 برای موفقیت در صنعت رسانه، داشتن یک هماهنگ کنندۀ تولید با تجربۀ بالا جهت جلوگیری از تداخل برنامهها و هزینههای اضافی بسیار ضروری است.
💡 او به عنوان هماهنگ کنندۀ تولید، وظیفۀ نظارت بر تامین تجهیزات لازم و مدیریت نیروی انسانی در طول مراحل مختلف فیلمبرداری را انجام میدهد.