هفت خدنگ

لغت نامه دهخدا

هفت خدنگ. [ هََ خ َ دَ] ( اِ مرکب ) کنایت از سبعه سیاره است:
این هفت خدنگ چارمیخی
وین نه سپر هزارمیخی.نظامی.

فرهنگ فارسی

کنایت از سبعه سیاره است

جمله سازی با هفت خدنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون از دل گرم من بگذشت خدنگ تو از بوسه پیکانش شد آبله‌ام لب‌ها

💡 نشان هنوز ز ابرو نبود و نام مژگان که من به بال خدنگ تو ز آشیانه پریدم

💡 در تن نماند یک سر مو بی نشان تو هر جا که دیدمش ز خدنگ تو داغ داشت

💡 مژگان دلکش تو عبث خم نگشته است دزدیده است سر ز خدنگ نگاه تو

💡 خدنگ از سینه دل می‌کرد غارت کمان می‌کردش از ابرو اشارت

💡 من با نگاه عجز و، تو دل سخت تر ز سنگ هرگز نبسته طرف خدنگ نظر ز سنگ

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز