فروار

لغت نامه دهخدا

فروار. [ ف َرْ ] ( اِ ) در اوستا ظاهراً فروارنه. ( از حاشیه برهان چ معین ). خانه تابستانی باشد بر بالا. ( فرهنگ اسدی ). خانه تابستانی را گویند عموماً و بالاخانه ای که اطراف آن در و پنجره ها داشته باشد خصوصاً و به معنی خانه زمستانی هم بنظر آمده است. ( برهان ). فرواره. فربال. فرباله:
آن کن که بدین وقت همی کردی هر سال
خز پوش و بکاشانه شو از صفه و فروار.فرالاوی.

فرهنگ معین

(فَ ) (اِ. ) = پروار. فروال: بالاخانه، خانة تابستانی.

فرهنگ عمید

۱. بالاخانه.
۲. خانۀ تابستانی.
۳. بادگیردار: آن کن که بدین وقت همی کردی هر سال / خزپوش و به کاشانه شو از صُفه و فروار (فرخی: ۱۱۳ ).

فرهنگ فارسی

فرواره، فروال، فرواله، فربالورواره:پروار، بالاخانه، خانه تابستانی

ویکی واژه

پروار. فروال: بالاخانه، خانة تابستانی.

جمله سازی با فروار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سپاه خود مظفروار فردآئی برون وز ملایک لشگر فتح و ظفر از پیش و پس

💡 شبی ز آهن زنگار بسته مغفروار ولی به پای تحمل کشیده موزهٔ زر

💡 درین نشیب قناعت گزین که جعفروار به نردبان قناعت پری برین بالا

💡 مسافری تو و گرد جهان مسافروار همی شوی و جهان را همی دهی تزیین

💡 آن کن که بدینوقت همیکردی هر سال خز پوش وبکاشانه شو از صفه و فروار

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز