هانه گلان

لغت نامه دهخدا

هانه گلان. [ ن َ گ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سارال بخش دیواندره شهرستان سنندج، واقع در 15 هزارگزی جنوب باختری دیواندره و 18 هزارگزی جنوب گاوآهن تو. ناحیه ای است کوهستانی سردسیر و دارای 130 تن سکنه کردزبان است. آب آن از چشمه و محصولاتش غلات، توتون، عسل و لبنیات میباشد. اهالی به زراعت و گله داری مشغولند.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با هانه گلان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در نقل ديگرى است كه آن عصا را فرشتهاى به شعيب داده بود. وقبن موسى عصايى از وىخـواسـت، شـعـيـب بـه دخـترش دستور داد كه به هانه رفت و همان عصا را آورد. وقتى چشمشـعـيـب به آن عصا افتاد گفت: اين را ببر و عصاى ديگرى بياور. دختر برفت و آن را درحاى خود گذاشت و خواست عصاى ديگر بياورد؛ ولى ديد همان عصا در دست او قرار گرفت. اين جريان چند بار تكرار شد تا سرانجام شعيب همان عصا را به موسى داد.(745)